برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
برای این که مرا ببینی چشمانت نیاز نیست.
تنها خوب خیال کن.
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
برچسب: تجربه,
نویسنده: آدرین نعمتی
شاید باورش سخت باشد که نطفه ی بسیاری از جنگ ها در رحم صلح نامه های پر سر و صدا بسته شدند. و آدمیان لختی ساده اندیش و لختی بی خیال و لختی کمتر؛ بیمناک، لابد هورا می کشیدند برای تدبیرات موفق و آدم ها را نشان می دادند با انگشت اشاره و سعی می کردند نام هاشان را بلند تر صدا کنند. پیمان ورسای و قراداد وین و جنگ های بعد حاصل از تحقیر و تحمیل پنهان که شاید اگر صلح نامه ای در کار نبود و پایانی کمتر خودخواهانه و سکوت وارتر، هیچ گاه جنگ دیگری به ابعاد جنگ های بعدتر برای صلح نامه ای دیگر لابد؛ رقم نمی خورد.
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
یکی از خوبی های میانه های نخستین ماه بهار هم یواش بودن همه چیز است. آدم های کرخت بعد از تعطیلاتش، رنگ های گویی تازه پوست کنده شده اش، هوای سردرگم تند و آرامش و آفتاب کم رمق و رایحه های دور و نزدیکش. همه چیز گویا آهستگی قبل از شروعی دوباره اند. همه چیز گویا حس هایی تازه متولد شده اند.
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
یاروسلاو سایفرت چک شاید گمان نمی کرد روزی جهنم چنان سریع به هر کجا سرک بکشد و آن لحظه های کوتاه سرگیجه آور چنین کمیاب شوند.
« جهنم را همه می شناسیم.
جهنم روی دو پا راه می رود.
بهشت شاید تنها لبخندی باشد،
بر لب هایی که نام ترا زمزمه می کند.
و آن لحظه ی کوتاه سرگیجه آور که از یاد می بری
که جهنمی هم وجود دارد ... »
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
سرما خورده ام و حالا صدایم شبیه صدای خش دار و متفاوت تو شده است. سرماخوردگی را حالا حتی با این حال نزار دوست می دارم. من تمام چیزهایی که تو را به یاد من می اندازد دوست تر می دارم. من صدای سرماخورده ام را حالا نیز دوست تر می دارم.
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
بگذار همه چیز آرام بگذرد ..
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی
برچسب:
نویسنده: آدرین نعمتی